مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

879

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

كرده بود و او را زنهار داده بود و سپس كشته بود . از ابن جرموز ابياتى نقل شده از جمله : براى من كشتن زبير / و بادى كه از شترى در ذى جحفه بجهد يكسان است . گويند كه در جنگ جمل دوازده هزار تن كشته شد و خداى داناتر است . على به بصره آمد و خطبه خواند و گفت : « اى مردم شورستان ! اى مردم سرزمين واژگون شده كه سه بار با اهلش واژگون گرديده و بار چهارم با خداست . اى سپاهيان زن ! اى دنباله روان بهيمه كه چون آواز برداشت شمايش اجابت كرديد . و چون پى گرديد ، به هزيمت شديد . اخلاقتان زشت است و رفتارتان دورويى و آبتان شور » [ 1 ] سپس عبد الله بن عباس بحر الامه را ولايت آنجا داد . و بر مصر قيس بن سعد بن عباده را والى كرد . و متصدى خراج آنجا را ماهوى دهقان مرو كه قاتل يزدگرد بود قرار داد . على به كوفه روانه شد و دربارهء جنگ جمل شعرها و چكامه‌هاى بسيار سروده شده ، از جمله يكى گفته است : جنگهاى بسيار ديدم كه مرا پير كرد / و جنگى چون جنگ جمل نديدم / اى كاش آن هودج‌نشين در خانهء خويش مىنشست . / و اى كاش عسكر ( شتر عايشه ) به راه نمىافتاد . داستان صفّين و آن جايى است ميان عراق و شام و چهل روز جنگ ميان دو گروه برقرار بود . گويند چون معاويه خبر جنگ جمل را شنيد ، مردم شام را به جنگ در برابر شورى و به خونخواهى عثمان فرا خواند . مردم به عنوان امير ، نه خليفه ، با او بيعت كردند . على ، جرير بن عبد الله بجلى را به عنوان پيغامگزار نزد معاويه فرستاد و او را به بيعت خويش فرا خواند . معاويه در پاسخ وى نوشت كه « اگر در سراسر دورهء زندگانيت مصر و شام را طعمهء من قرار مىدهى و چون مرگت فرا رسيد بيعت ديگرى را به گردن من نمىگذارى ، من با تو بيعت مىكنم . » على گفت : « خداوند مرا چنان نيافريده كه گمراهان را يار و مددكار

--> [ 1 ] با اندكى اختلاف در ضبط بعضى كلمات و عبارات در نهج البلاغه آمده و يكى دو مورد غلط متن از روى آن كتاب تصحيح شد و رجوع شود به شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، تصحيح محمد ابو الفضل ابراهيم ، قاهره 1959 ، ج 1 ، ص 252 و مروج الذهب ، تصحيح محمد محيى الدين عبد الحميد ، ج 2 ، ص 377 .